روزهای کودکی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی

آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

 عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • خدایا !!
    به اندازه آسمانت دیروز آرزو داشتم . . .
    و می خواستم دست ِ اتفاق رو بگیرم
    تا نیفتد !!!
    اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد ،
    باز من زندگی خواهم کرد ؛
    چون تو میخواهی . . .

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.